اندازه واقعی نیرو (مکانیک کلاسیک)
در این پست مبحثی از مکانیک کلاسیک با روند تاریخ علم و دیدگاه فیزیکدانان می آورم و از مطالب کتاب فیزیک هالیدی استفاده می کنم.

اندازه واقعی نیرو
فرق میان انرژی جنبشی و تکانه و ارتباط این مفاهیم با نیرو تا اواخر قرن هجدهم میلادی به وضوح درک نشده بود. دانشمندان در این باره که کدامیک از این دو اصطلاح انرژی جنبشی و تکانه اندازه واقعی اثر نیرو بر جسم اند بحث می کردند.
دکارت استدلال می کرد که در بر همکنش اجسام، آنچه اتفاق می افتد انتقال تکانه از یک جسم به جسم دیگر است. زیرا تکانه کل عالم ثابت می ماند. از اینرو اندازه واقعی نیرو تغییری است که این نیرو در یک زمان معین در تکانه ایجاد می کند.
لایبنیتز ضمن رد نظر دکارت استدلال می کرد که اندازه واقعی نیرو تغییری است که آن نیرو در انرژی جنبشی ایجاد می کند. لایبنیتز انرژی جنبشی را نیروی زنده نامیده بود و آنرا دوبرابر مقداری که امروزه به انرژی جنبشی معروف است تعریف کرده بود.
دالامبر در مقاله ای که در سال 1743 درباره مکانیک منتشر کرد این بحث را بی معنی خواند و آنرا ناشی از خلط اصطلاحات علمی دانست.
اثر کلی یک نیرو را می توان با انتگرال گیری نیرو روی زمان که باعث تغییر تکانه می شود و یا با انتگرال نیرو روی فضا که باعث تغییر انرژی جنبشی می شود، اندازه گیری کرد. این دو مفهوم اگرچه متفاوتند ولی هردو معتبرند. انتخاب یکی از این دو بستگی دارد به علاقه ما و یا به اینکه کدامیک مناسبتر است.
اما بهتر است بجای اینکه به مفهوم نیرو توجه کنیم، در جستجوی کمیتهایی از حرکت باشیم که ناوردا هستند. این پرسش که آیا انرژی یا تکانه مقدار واقعی حرکت است بی معناست، زیرا مقدار حرکت منحصر به فردی وجود ندارد. در عوض هم انرژی و هم تکانه را می توان بعنوان کمیتهای ناوردای حرکت در نظر گرفت. زیرا در یک دستگاه منزوی مقدار کل هریک از این کمیتها یعنی مجموع این کمیتها برای تمام اجزای دستگاه نسبت به زمان ثابت می ماند. ممکن است میان اجزای مختلف یک دستگاه منزوی تبادل انرژی و تکانه صورت بگیرد، اما مقدار کل هریک از این کمیتها پایسته می ماند.


خدایا